سنش کم است ولی پر از تجربه استادم خسته نباش.
شیمی باتو برایم اسانتر از اب خوردن است استادم سلامت و پایدارباشی همیشه
کسی که 38 درصد شیمی را به 93 رسوند!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هرچه بگویم استاد تورا سپاس بازهم کم است زیرا تو تمام علم وجودت را به من آموختی و من میدانم تو برای جمع آوری این علم چه شبهایی که نخوابیدی و چه روزهایی که از عزیزانت دور بودی..............
بازهم مینویسم شیمی باتو برایم شیرینتر از قند است < تو سرنوشتم را تغییر دادی و امید به آنروز که شاگردانت سرنوشت بشریان را تغییر دهند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
*شیمی آلی*

تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 | 21:10 | نویسنده : Nasim |
او ک میرود نمیفهمد اما او ک بدرقه میکند خوب میداند کاسه آب معجزه نمیکند...
تاريخ : سه شنبه هجدهم مهر 1391 | 15:17 | نویسنده : Nasim |
همیشه خدائی هست ،
که داشتنش ....
جبران همه ی ناکامی هاست ... !
تاريخ : شنبه پانزدهم مهر 1391 | 19:48 | نویسنده : Nasim |
و تو جواب میدهی بله بنده/.
میدانم لیاقت بندگی ات را ندارم و حتی نتوانستم کمی نعمتت را سپاس بگویم و این تو بودی که بارها به من
امید بخشیدی و گفتی بیا از دلت شروع کن برای پرواز به من و من صدایت را نشنیدم و بارها گفتی ولی
انگار خواب غفلت به گوشم خورده بود .
و تو در قرآنت نوشتی نزدیک تر از رگ گردن به مایی به دروغ نمی پندارم سخنت را و ایمان دارم به راستی
و میخواهم و درخواست دارم ازت اینگونه که نوشتی برایمان آن حس را بدهی که من احساس کنم تو را در وجودم
و دلم آغوش گرمت را میخواهد که بیای بغلم کنی و برای اوج گرفتن توانمندم سازی و من را ببری.
خدایا آماده ام مرا ببر.
دیگر هوس ها و شهوت ها جایی ندارن در دلم با آب زلال شستوشویشان دادم و انگار عشق به تو معجزه انگیز
بود و پاکشان کرد و عشق تو قلبم را پر کرد دیگر دنیا و ادمیانشان برایم ارزشی ندارن و میخواهم تنها عشقم توباشی.
میشود معشوقم شوی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!یلام
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 | 14:11 | نویسنده : Nasim |
تاريخ : چهارشنبه هشتم شهریور 1391 | 18:22 | نویسنده : Nasim |
زندگی چه معلم بدیست که اول از شاگردش امتحان میگرد و بعد به او میاموزد.
و چه سخت میشود تصمیم گرفت راهی را که انتخاب کردیم و بارها می ترسیم از آن که نکند معلم زندگی
پاس مان نکند و ما نمره ی مردودی را بگیریم.
توی امتحان زندگی بارها و هرروز باید امتحان دهیم ولی یک انسان کمتر از آن عمری را میکند تا همه چیز را
بخواهد خودش تجربه اش کند.
ولی معلم زندگی به من آموخت صبر را و فکر میکنم بهترین چیز در میان آدمیان صبر باشد و تنها آن است
که شرایط فعلی و حال مارا تغییر میدهد و گاهی احساس معشوقانه ای را که دلوابسته اش میشویم را
از ما میگیرد و گاهی دلتنگی و چه سخت است انتظاری بی پایان و منتظر کسی ماندن .
و چه دردناک است جدایی از کسی که دیگر در دنیا نیست و وعده ی ما برزخ است و گاهی که به آن
فکر میکنم به یادش شبی آرام نمیگیرم و پیش خود میگویم گاه دانستن یک دانش ما را به مرگ میرساند.
مثل لیلا که دانستن دانشش باعث مرگش شد.
و این چه معلم بدی است زندگی.
امیدوارم با تمام داناییتان همیشه در امتحانتان موفق باشید و هیچ گاه نا مید نشوید و بهترین نمره را
از معلمتان بگیرید.
تاريخ : شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 | 3:30 | نویسنده : Nasim |
چه زیباست دوران کودکی و آغاز شدن اولین سال تحصیلی درست زمانی که تمام بچه های کلاس با
همان دلهای پاک می آیند سر کلاس و تمام دنیا یشان پر از احساس دوست داشتن آموزگارشان است
خوب گوش میدهند و خوب یادمیگیرند نوشتن را و حتی نمیتوانند یک دروغ بر زبان بیاورند و چه ساده دلند
و چه خوش زبان .
زنگ های تفریح شان پر از محبت به یکدیگر و چه زود با هم قهر میشوند و چه زود بایکدیگر آشتی.
کودک اند و دل هایشان پاک و در درون دلشان حک کرده اند کینه از کسی داشتن ممنوع.
و زندگی ما طور دیگریست و فقط دل ما دنبال آن چیز میگردد که آن را بهانه کند برای قهر و کینه از
کسی داشتن و دنیای ما چه بد است که زود باهم قهر میشویم و دیر بایکدیگر آشتی .
و هر چه دارد به سالهای تحصیلی مان اضافه میشود به دل مان هم غرور اضافه تر میشود به طوری
که دیگر صادق نیستیم با آموزگارمان دنبال بهانه ای هستیم برای ننوشتن تکالیفمان و این چه زشت
است برایمان که قدر بهترینمان را نمیدانیم................
ای کاش قلب ما انسانها همانند کودکان بود تا ناراحتی دیگران به خود را زود فراموش میکرد.

تاريخ : یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391 | 14:11 | نویسنده : Nasim |
آن موقع که دیگر تمام فکرت شده بود درس خواندن و کاری جز آن نداشتی برایم باورش و سختیش دشوار بود
جدا شدن از کسانی که دیگر در تمام این مدت ها پیش تو نباشند و این زیبا نبود برایم بلعکس بعضی از
دانش آموزان که عاشق تفریح و تابستان هستند ولی برای من تابستان یک کابوس است که هر روز لحظه شماری آن را میکنم برای به تمام رسیدنش و دیدار بهترینم و یادگری دانش و زیباهای آن و دوباره نشستن سر کلاس درس
شاید برایتان احمقانه باشد ولی من مشتاق پاییزم.
و خرداد هم یک کابوس بزرگ دیگر.
به تمام رسیدن دروس و به تمام رسیدن جدایی و راهی بی بازگشت.
چه سخت است برایم روزگار ای کاشهایم اگر امید میشد.......................................................................................... .
چه زیبامیشد رشدن کردن هم در کنار بهترینم .
ای روزگار من که از او یاد گرفته بودم رشد کردن را پس چرا آن را از من گرفتی و تقدیرم چنین شد
که حال متنظرم که نمیشود رفت سراغ بهترینم دیگر نمیشود رشد کرد در کنارش چون جدایی زیاد
است در بین ما و دیگر هیچ کجا نمیشود استادم.
و ای کاش روزها دیرتر سپری میشد..................................................
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391 | 19:47 | نویسنده : Nasim |
از مهر خودشان به من دهند و مرا شاد سازند و برای تنهایی ام اشک بریزند و دلشان برایم بسوزد ولی چی کنم
حال که دیگر احساسم به من میگوید کسی دوستت ندارد کسی دیگر نمیاید به دیدنم کسی دیگر شادم نمیکند
و این چه دردناک است و ای کاش یک کودک بی سرپرست بودم تا در ظاهر تنها بودم ولی در باطن و در درون قلبم
با مهر همگان شاد . و این زیباست از منی که ظاهری شاد دارم و باطنی غمگین .
و این است ای کاش های زندگی.............................................................
تاريخ : چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 | 17:28 | نویسنده : Nasim |

یگانه کسی است که برایم بی همتاست و مانده ام دلش چه بزرگ قلبش چه پاک کلامش چه صادقانه و نگاهش
چه زیباست و چه بخشنده است مهربان.
گاهی زندگی شیرین است به شیرینی قند و گاه تلخ است به تلخی آرامش نداشتن.
من محتاجم محتاج یک قطره اشک که دلم گرفته است وهیچ غمی ندارم جز دلتنگی بهترینم و ای کاش میشد
زیر این سقف بلند آسمان پرواز کرد و از این آسمان به دنبال بهترینت بود و او را پیدا کرد و رفت در آغوش
صمیمانه اش و آرام گرفت و گفت بهترینم چشمانم منتظر نگاه پاک توست و به دلم فرمان ده که اشک
چشمانم را جاری کند تا من از این محتاج بودن رها شوم.
بهترینم صمیمانه منتظرت هستم.
تاريخ : چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 | 13:51 | نویسنده : Nasim |




