X
تبلیغات
بهترین من:
  میخواهم از استادی بگویم که عاشقانه تدریس میکند و پر از دانش است و هیچ کس به پای او نمیرسد

سنش کم است ولی پر از تجربه استادم خسته نباش.

شیمی باتو برایم اسانتر از اب خوردن است استادم سلامت و پایدارباشی همیشه

کسی که 38 درصد شیمی را به 93 رسوند!!!!!!!!!!!!!!!!!!

هرچه بگویم استاد تورا سپاس بازهم کم است زیرا تو تمام  علم وجودت را به من آموختی و من میدانم تو برای جمع آوری این علم چه شبهایی که نخوابیدی و چه روزهایی که از عزیزانت دور بودی..............

بازهم مینویسم شیمی باتو برایم شیرینتر از قند است < تو سرنوشتم را تغییر دادی و امید به آنروز که شاگردانت سرنوشت بشریان را تغییر دهند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

*شیمی آلی*


http://uploadtak.com/images/j4769_04.jpg




تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 | 21:10 | نویسنده : Nasim |

او ک میرود نمیفهمد اما او ک بدرقه میکند خوب میداند کاسه آب معجزه نمیکند...



تاريخ : سه شنبه هجدهم مهر 1391 | 15:17 | نویسنده : Nasim |
یقین دارم که : آن سوی ناکامی ها ؛
همیشه خدائی هست ،

که داشتنش ....

جبران همه ی ناکامی هاست ... !



تاريخ : شنبه پانزدهم مهر 1391 | 19:48 | نویسنده : Nasim |
خدایا صدایت میزنم خدا.

و تو جواب میدهی بله بنده/.

میدانم لیاقت بندگی ات را ندارم و حتی نتوانستم کمی نعمتت را سپاس بگویم و این تو بودی که بارها به من

امید بخشیدی و گفتی بیا از دلت شروع کن برای پرواز به من و من صدایت را نشنیدم و بارها گفتی ولی

انگار خواب غفلت به گوشم خورده بود .

و تو در قرآنت نوشتی نزدیک تر از رگ گردن به مایی به دروغ نمی پندارم سخنت را و ایمان دارم به راستی

و میخواهم و درخواست دارم ازت اینگونه که نوشتی برایمان آن حس را بدهی که من احساس کنم تو را در وجودم

و دلم آغوش گرمت را میخواهد که بیای بغلم کنی و برای اوج گرفتن توانمندم سازی و من را ببری.

خدایا آماده  ام مرا ببر.

دیگر هوس ها و شهوت ها جایی ندارن در دلم با آب زلال شستوشویشان دادم و انگار عشق به تو معجزه انگیز

بود و پاکشان کرد و عشق تو قلبم را پر کرد دیگر دنیا و ادمیانشان برایم ارزشی ندارن و میخواهم تنها عشقم توباشی.

میشود معشوقم شوی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!یلام



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 | 14:11 | نویسنده : Nasim |
http://up.vatandownload.com/images/kw9uakazl4c2fpvl3tl.jpg

تاريخ : چهارشنبه هشتم شهریور 1391 | 18:22 | نویسنده : Nasim |

زندگی چه معلم بدیست که اول از شاگردش امتحان میگرد و بعد به او میاموزد.

و چه سخت میشود تصمیم گرفت راهی را که انتخاب کردیم و بارها می ترسیم از آن که نکند معلم زندگی

پاس مان نکند و ما نمره ی مردودی را بگیریم.

توی امتحان زندگی بارها و هرروز باید امتحان دهیم ولی یک انسان کمتر از آن عمری را میکند تا همه چیز را

بخواهد خودش تجربه اش  کند.

ولی معلم زندگی به من آموخت صبر را و فکر میکنم بهترین چیز در میان آدمیان صبر باشد و تنها آن است

که شرایط فعلی و حال مارا تغییر میدهد و گاهی احساس معشوقانه ای را که دلوابسته اش میشویم را

از ما میگیرد و گاهی دلتنگی و چه سخت است انتظاری بی پایان و منتظر کسی ماندن .

و چه دردناک است جدایی از کسی که دیگر در دنیا نیست و وعده ی ما برزخ است و گاهی که به آن

فکر میکنم به یادش شبی آرام نمیگیرم و پیش خود میگویم گاه دانستن یک دانش ما را به مرگ میرساند.

مثل لیلا که دانستن دانشش باعث مرگش شد.

و این چه معلم بدی است زندگی.

امیدوارم با تمام داناییتان همیشه در امتحانتان موفق باشید و هیچ گاه نا مید نشوید و بهترین نمره را

از معلمتان بگیرید.



تاريخ : شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 | 3:30 | نویسنده : Nasim |
دوست دارم یک کودک 7 ساله باشم:

چه زیباست دوران کودکی و آغاز شدن اولین سال تحصیلی درست زمانی که تمام بچه های کلاس با

همان دلهای پاک می آیند سر کلاس و تمام دنیا یشان پر از احساس دوست داشتن آموزگارشان است

خوب گوش میدهند و خوب یادمیگیرند نوشتن را و حتی نمیتوانند یک دروغ بر زبان بیاورند و چه ساده دلند

و چه خوش زبان .

زنگ های تفریح شان پر از محبت به یکدیگر و چه زود با هم قهر میشوند و چه زود بایکدیگر آشتی.

کودک اند و دل هایشان پاک و در درون دلشان حک کرده اند کینه از کسی داشتن ممنوع.

و زندگی ما طور دیگریست و فقط دل ما دنبال آن چیز میگردد که آن را بهانه کند برای قهر و کینه از

کسی داشتن و دنیای ما چه بد است که زود باهم قهر میشویم و دیر بایکدیگر  آشتی .

و هر چه دارد به سالهای  تحصیلی مان اضافه میشود به دل مان هم غرور اضافه تر میشود به طوری

که دیگر صادق نیستیم با آموزگارمان دنبال بهانه ای هستیم برای ننوشتن تکالیفمان و این چه زشت

است برایمان که قدر بهترینمان را نمیدانیم................

ای کاش قلب ما انسانها همانند کودکان بود تا ناراحتی دیگران به خود را زود فراموش میکرد.

http://up.vatandownload.com/images/m9ccyewpdrdjvjlpdrdd.jpg



تاريخ : یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391 | 14:11 | نویسنده : Nasim |
و به یاد خرداد ماه .........................

آن موقع که دیگر تمام فکرت شده بود درس خواندن و کاری جز آن نداشتی برایم باورش و سختیش دشوار بود

جدا شدن از کسانی که دیگر در تمام این مدت ها پیش تو نباشند و این زیبا نبود برایم بلعکس بعضی از

دانش آموزان که عاشق تفریح و تابستان هستند ولی برای من تابستان یک کابوس است که هر روز لحظه شماری آن را میکنم برای به تمام رسیدنش و دیدار بهترینم و یادگری دانش و زیباهای آن و دوباره نشستن سر کلاس درس

شاید برایتان احمقانه باشد ولی من مشتاق پاییزم.

و خرداد هم یک کابوس بزرگ دیگر.

به تمام رسیدن دروس و به تمام رسیدن جدایی و راهی بی بازگشت.

چه سخت است برایم روزگار ای کاشهایم اگر امید میشد.......................................................................................... .

چه زیبامیشد رشدن کردن هم  در کنار بهترینم .

ای روزگار من که از او یاد گرفته بودم رشد کردن را پس چرا آن را از من گرفتی و تقدیرم چنین شد

که حال متنظرم که نمیشود رفت سراغ بهترینم دیگر نمیشود رشد کرد در کنارش چون جدایی زیاد

است در بین ما و دیگر هیچ کجا نمیشود استادم.

و ای کاش روزها دیرتر سپری میشد..................................................



تاريخ : پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391 | 19:47 | نویسنده : Nasim |
و گاه دلم میخواهد که مانند یک کودک بی سرپرست بودم تا همگان دوستم داشتن و می آمدند تا ببینمند تا

از مهر خودشان به من دهند و مرا شاد سازند و برای تنهایی ام اشک بریزند و دلشان برایم بسوزد ولی چی کنم

حال که دیگر احساسم به من میگوید کسی دوستت ندارد کسی دیگر نمیاید به دیدنم کسی دیگر شادم نمیکند

و این چه دردناک است و ای کاش یک کودک بی سرپرست بودم تا در ظاهر تنها بودم ولی در باطن و در درون قلبم

با مهر همگان شاد . و این زیباست از منی که ظاهری شاد دارم و باطنی غمگین .

و این است ای کاش های زندگی.............................................................



تاريخ : چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 | 17:28 | نویسنده : Nasim |
http://up.vatandownload.com/images/6gbuty8n3lh7wfm2pr2n.jpg

یگانه کسی است که برایم بی همتاست و مانده ام دلش چه بزرگ قلبش چه پاک کلامش چه صادقانه و نگاهش

چه زیباست و چه بخشنده است مهربان.

گاهی زندگی شیرین است به شیرینی قند و گاه تلخ است به تلخی آرامش نداشتن.

من محتاجم محتاج یک قطره اشک که دلم گرفته  است وهیچ غمی ندارم جز دلتنگی بهترینم و ای کاش میشد

زیر این سقف بلند آسمان پرواز کرد و از این آسمان به دنبال بهترینت بود و او را پیدا کرد و رفت در آغوش

صمیمانه اش و آرام گرفت و گفت بهترینم چشمانم منتظر نگاه پاک توست و به دلم فرمان ده که اشک

چشمانم را جاری کند تا من از این محتاج بودن رها شوم.

بهترینم  صمیمانه منتظرت هستم.




تاريخ : چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 | 13:51 | نویسنده : Nasim |